دم پنجره

دیروز که عکس بچههای گروه سیتی را دیدم که پا به سن گذاشتهاند، دلم سوخت. رفتم کنار پنجره، پیشانیام را به شیشه سرد آن چسباندم و به تماشای مه سنگینی که در حال عبور بود، ایستادم. یاد گذشتهها افتادم. سیتی که امروز دیگر مانند گذشته در موسیقی راک آلمان، با وجود حضور، آنچنان مطرح نیست، سابقا یکی از گروههای راک آلمان شرقی بود که با آلبوم دم پنجره معروف شد. آن روزها تعداد ده میلیون از این آلبوم فروش رفت و باعث شهرت و محبوبیت این گروه در اروپا گشت.

دم پنجره قطعهای که همزمان نام آلبوم هم هست، موزیک آن روزهایی بود که همه وسایل زندگیمان در یک کولهپشتی جا میگرفت، و با صدمارک توی جیب میشد یک مسافرت هیجانانگیز درست و حسابی کرد. موزیک آن روزهایی بود که برای هر حرفی گوش شنوا داشتیم، آن روزهایی که شعله شمع به امیدها و آرزوهای دور و مبهم ما، روشنی میداد و ما نمیدانستیم که این روشنی به قیمت آب شدن آن است. دم پنجره. موزیکی که لحظههای آن روزهایی را که خواب و خیالها واقعیتر از واقعیت بودند، مشایعت میکرد. دم پنجره موزیک متن آن عصرهای شوقانگیزی بود که همخوابگی ادامه طبیعی یک گفتگوی لطیف، گرم، پرتفاهم و امیدوارانه در باره "ساندینستها"، صلح، آزادی، معنای زندگی و عشق با دخترهای خوشآبورنگ و مهربان جامعهشناسی به حساب میآمد.

یه بار که دونستی، دیگه همیشه میدونی. مستییی نیس که تقصیر شب باشه. نه رنگای  بههمآمیختهس، نه سوسوی شمع، که خاکستریای صبح فراریش بده ....

 

فکر میکردیم میدانیم، اما تصورات ما نتیجه مستییی بود که وقتی از خواب بیدار شدیم، سردردش برایمان بهجا مانده بود. عینک حقیقتبینم، زیر پا شکست. گفتگوهای پرتفاهم، سوءتفاهم از کار درآمد و آمال خوشبینانه ما سوسوی شمعی بود، که هنگام سپیدهدم، شرمزده شد و رنگش پرید.

 

دیگه وقتی مههای غلیظ از پشت پنجره رد میشن، پیشونیتو به شیشه سرد پنجره نچسبون. یه پرنده ناله میکنه: پرای منم خیس بارونه، اما ببین! توی دنیا پرواز میکنم، توی دنیا پرواز میکنم، توی دنیا پرواز میکنم.

 

دم پنجره را شاید سالی یا دوسالی یک بار گوش میکنم. نه اینکه زیبا نیست. کمافیالسابق قشنگ است. اما قوت شنیدن آن را بیشتر از این ندارم. حتی گاهی وسوسه میشوم آن را دور بیاندازم. به خودم میگویم: بندازش تو سطل آشغال، خودتو راحت کن. اما چنین کاری عبث است. دم پنجره چیز قشنگی است که آزارم میدهد. دم پنجره چیز آزاردهندهای است که زیباست. دم پنجره ... چی بگم؟ ... خودتون گوش کنید

 

 

گروه سيتی (آن روزها)

 

 

گروه سيتی (امروز)