|
نه تقابل دو فرهنگ، بلکه تقابل دو نافرهنگ پنجشنیه گذشته روزنامه اسپانیایی "الپایس" درارتباط با «کاریکاتورهای محمد» مصاحبهای با برندگان نوبل ادبی خوزه ساراماگو و گونتر گراس منتشر ساخت. هردوی این نویسندگان چاپ این کاریکاتورها را شدیدا محکوم کرده و غرب را مسئول گسترش معضل مذکور میدانند. آنچه در زیر میآید متن مصاحبه با گونتر گراس است. س. آیا از اینکه این کاریکاتورها سبب یک چنین جدالی شدند، غافلگیر شدید؟ گراس: هم آری و هم نه. همه ما میدانیم که یک قانون نوشته شده یا نانوشتهای در جهان اسلام موجود است که طبق آن تصویرگری از الله و فرستاده او «محمد» ممنوع است. در این مورد ما با تحریکات آگاهانه و برنامهریزی شده یک روزنامه راستگرای دانمارکی مواجه هستیم. برخی از کسانی که این روزنامه از آنها درخواست کرده بود در مسابقه كاريكاتور شرکت کنند، به دلیل ممنوعیت مذکور، درخواست روزنامه را نپذیرفتند. کارکنان این روزنامه با وجود این که حتی با یک اسلامشناس دانمارکی که آنها را از این کار برحذر داشتهبود، مشاوره کرده بودند مرتکب این عمل شدند، زیرا آنها راستگراهای تندرو و ضدخارجی هستند. س. آیا زدوخوردهای خشونتبار شما را غافلگیر کرد؟ گراس: ما در دورانی بسر میبریم که یک اقدام خشونتآمیز، رفتار خشونتآمیز دیگری را در پی دارد. اولین خشونت از سوی غرب سرزد که حمله به عراق بود. امروز میدانیم که این حمله حقوق بینالملل را زیر پا گذاشت. این جنگ تنها براساس استدلالات بنیادگرایانه بوش به عنوان جنگی بین "خیر" و "شر" آغاز شد. آنچه که ما امروز شاهد آن هستیم، پاسخی بنيادگرايانه به اقدامی بنيادگرايانه است. این مطلقا تقابل بین فرهنگها نیست، بلکه بیشتر جدال بین دو «نافرهنگ» است.
س. علیه این ماجرا چکار بایستی کرد؟ آیا «خودسانسوری» کارساز است؟ گراس: امروز در غرب به طرز خودپسندانهای در باره این اصل بحث میشود که ما حق آزادی مطبوعات داریم. اما کسی که نمیخواهد خود را فریب دهد، دقیقا میداند که درآمد روزنامهها از طریق تبلیغات است و آنها به آنچه که قدرتهای اقتصادی مشخصی دیکته میکنند، پایبند هستند. مطبوعات خود بخشی از شرکتهای بزرگ را تشکیل میدهند که عقاید عمومی را «تکقطبی» میسازند. ما این حق را از دست دادهایم که در پس «حق آزادی بیان» پناه بگیریم. دوران " اهانت به عالیرتبهگان"* هنوز نگذشته است و نبایستی فراموش کنیم که جوامعی وجود دارند که جدایی بین دولت و کلیسا [دولت و مذهب] را نمیشناسند. این خودخواهی از کجا میآید که غرب میخواهد تعیین کند چه کاری مجاز و چه کاری نامجاز است؟ من واقعا به همه توصیه میکنم که این کاریکاتورها را با تأمل نگاه کنند. آنها روزنامههای مشهور دوران نازیها مانند «Stürmer» را به خاطر میآورند که در آن کاریکاتورهای ضدسامی به همین سبک چاپ میشد. بدون ارزیابی وضعیت «حق آزادی بیان» در اروپا، نمیتوان به این حق توسل جست. س. آیا این نشانه تقابل فرهنگها است؟ گراس: این همان چیزی است که بنیادگرایان دوطرف خواهان آن هستند. اما باید تمایز قایل شویم. ما از اقبال رونسانس برخوردار بودهایم، دوران روشنگری را داشتهایم و به این ترتیب یک فرایند پررنج را پشت سر گذاشتهایم که ماحصل آن برای ما آزادیهایی بوده است که هنوز هم مورد تهدید قرار دارد. این فرایند در جهان اسلام طی نشده است، این جهان در مرحله دیگری از رشد و توسعه است. و ما بایستی که این مسئله را به رسمیت بشناسیم. س. آیا این ماجرا در آینده نیز همینطور بحرانی ادامه خواهد یافت؟ گراس: ترس من از همین است. هم اینک جراحتها، نه تنها در کشورهای عربی، بلکه عموما در کشورهای فقیر عمیق است. به نظر میرسد غرب در موقعیتی نیست که راهی برای پذیرش این کشورها به عنوان شرکایی با حقوق برابر بیاندیشد. این امکان وجود نداشت که برای آنان مناسباتی نظیر مناسباتی که ما در آن بسر میبریم فراهم آورد. ویلی برانت در سالهای هفتاد، در گزارش خود درباره معضلات «شمال ـ جنوب» که برای سازمان ملل تهیه کرده بود، مشکلاتی را پیش دیده بود که ما امروز شاهد آن هستیم. این گزارش هنوز معتبر است. س. آیا شخصا [در غرب] «عدم تسامح»را تجربه کردهاید؟ گراس: به عنوان نویسنده نوع بخصوصی از عدم تسامح را لمس کردهام. پس از انتشار «طبل حلبی»، به اتهام بیحرمتی به مقدسات [کفر] و هرزهنگاری محاکمهای علیه این کتاب ـ هم در کشورهای کمونیستی و هم در اسپانیا و پرتغال که کلا ممنوع شد ـ راه افتاد. دوسال پیش در یمن، جهت گفتگو حول موضوعات ادبی و از جمله «اروتیک» همایشی از نویسندگان غرب و نویسندگان کشورهای عربی برگزار شده بود. این مسئله در ابتدا برای نویسندگان عرب غیرعادی بود اما بلاخره بحث ما پاگرفت. درباره همهچیز، حتی درباره موضوعات پرمشکل میتوان صحبت کرد، در صورتی که خود به اندازه توقعی که از دیگران داریم تسامح داشته باشد. این ادعا حتی وقتی فردی دارای تصوری از یک فرهنگ با تابوهای مخصوص همان فرهنگ باشد صادق است.
:ترجمه متن مصاحبه گونتر گراس به فارسی از روزنامه آلمانی «دیولت»
* اشاره طعنهآمیز گراس به قوانین دوران پیش از انقلاب فرانسه است. درنظامهای پادشاهی غرب اهانت به پادشاهان و اعضای خانواده سلطنتی از جمله جرایمی محسوب میشده است که کیفر آن مرگ بوده است.
ترجمه از مانی ب يكشنبه، ٢٣ بهمن، ١٣٨٤
دیشب کانال WDR آلمان میزگردی داشت درباره مشکل کاریکاتورها. اولریش کینتسلر(Ulich Kinzler) یکی از متخصصان سرشناس آلمانی در امور خاورمیانه در میان صحبتهایش گفت که سردبیر روزنامه دانمارکی گفته است: میخواستم ثابت کنم که مسلمانان و مسیحیان نمیتوانند صلحآمیز در کنار هم زندگی کنند. این سخن او در پرگوییهای دیگران البته گم شد. رئیس یکی از سازمانهای اسلامی آلمان نیز در این بحث حضور داشت، اما مثل همیشه نه به زبان آلمانی احاطه داشت، نه اطلاعات بدردبخوری داشت و نه استدلال. (البته کانالهای تلوزیونی خودشان انتخاب میکنند چه کسی در میزگرد حضور داشته باشد). باری پس توضیح رسمی دانمارکیها، این قصهها که «ما میخواستیم یک کتاب برای بچههای دانمارکی تهیه کنیم و برای این کار به تصاویری از پیامبر اسلام احتیاج داشتیم و الخ ...» داستان مسخرهای است که فقط برخی از وبلاگنویسهای ایرانی را گول میزند. به ذهنیت «Flemming Rose» سردبیر روزنامه دانمارکی میتوان بیشتر آشنا شد، وقتی توجه کنیم که او همکار قدیمی هانتیگتون بوده است. لينک های زير (به انگليسی) اين همکاری را نشان می دهد. اينجا: International Herald Tribune و اينجا: در Scandinavian Reviewنشريه اتحاديه آمريکا و اسکانديناوی پنجشنبه، ٢٠ بهمن، ١٣٨٤ |